تبليغاتX
ظلم نامــه
دفاع از حق و حقوق شهروندي !

فوري/بيانيه شماره 5

ميرحسين موسوي خطاب به مردم شريف ايران:

نگذارید دروغگويان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربايند

بسم الله الرحمن الرحیم
ان الله يامركم ان تؤدوا الامانات الي اهلها و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل
مردم شريف و هوشمند ايران
این روزها و شب‌ها نقطه عطفی در تاریخ ملت ما در حال شکل گرفتن است. مردم از یکدیگر و درمیان جمعشان از اینجانب سوال می‌کنند که چه باید کرد و به چه سو باید رفت. بر عهده خویشتن می‌بینم که آنچه را باور دارم با شما در میان بگذارم، با شما بگویم و از شما بیاموزم، باشد كه رسالت تاریخی‌مان را از یاد نبریم و شانه از بار مسئولیتی که سرنوشت نسل‌ها و عصرها بر دوش ما گذاشته است خالی نکنیم
.

منبع : كلمه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/03/31ساعت 0:26  توسط مرضیه  | 

سوگواري

وطن سرشار از درد است برخيز

دلم از دست مردهاي تبريزي گرفته

آسمون كشورم داره بارون خون ميباره

بوي خون همه جارو برداشته

مملكت افتاده دست دشمن

كجاييد؟

پس كو اون آذربايجاني كه سر ايران بود؟

كو اون آذريهاي دلير؟

كو ستارخان؟

كو باقرخان؟

چرا سكوت؟

مرداي تبريزي نمي خواهيد براي برادرها و خواهراي شهيدتون مجلس

عزاداري به پا كنيد؟

نميخواهيد به خون خواهي برادراتون قيام كنيد؟

۲۹ بهمن يادتون رفته؟

 غيرتتون كجاست؟

دلم گرفته از اين شهر رفته تو كما

خسته ام از اين همه سكوت

قيام كنيد

۱۸ تير نزديكه

 ........

سكوت

+ نوشته شده در  جمعه 1388/03/29ساعت 1:29  توسط مرضیه  | 

شعبان بي مخ!

شعبان بي مخ!

شعبان بي مخ ها و دار و دسته هايشان را به خيابان ريخته اند تا جوانان كشور خودشان را

قلع و قمع كنند و سر ببرند

نفرين بر معاويه زمانه

نفرين بر يزيد زمانه

نفرين بر شمرهاي زمانه

نفرين بر ابن ملجم ها

واي بر اينها

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/03/28ساعت 14:2  توسط مرضیه  | 

دوباره مي سازمت وطن

اگر چه با خشت جان خويش

ستون به سقف تو ميزنم

اگر چه با استخوان خويش

دوباره مي بويم از تو گل

به ميل نسل جوان تو

دوباره مي شويم از تو خون

به سيل اشك روان خويش

...

اگر چه صد سال مرده ام

به گور خود خواهم ايستاد

كه بركنم قلب اهرمن

به نعره آنچنان خويش

اگر چه پيرم ولي هنوز

مجال تعليم اگر بود

جواني آغاز ميكنم

كنار نوباوگان خويش

....

هنوز هم اميدواريم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/03/26ساعت 21:40  توسط مرضیه  | 

سلام سيّد ... موسوي جان مرا ببخش كه در انتخابات شركت كردم . مرا ببخش كه به تو راي دادم. موسوي جان هنوز هم بعد از 25 سال نفهميدم كه در ايران زندگي ميكنم و دموكراسي بازيچه اي بيش نيست. مرا ببخش كه راي دادم و به تو خيانت كردم. نميدانستم كه با هر رايي كه به نام تو در صندوق مي اندازيم تيشه به ريشه اصلاحات ميزنيم. مرا ببخش كه راي دادم و راي مرا دزديدند . راي سبز من و دوستانم تبديل شد به راي 24 ميليوني دشمن! . موسوي جان دستانم شكسته باد اگر بار ديگر در ايران اسلامي راي بدهم اما هنوز هم با تو هستم و طرفدار تو . موسوي جان رييس جمهور من تو هستي . توئي كه گر چه اندك ولي ساعاتي چند خنده اي از ته دل را بر لبانمان به هديه آوردي . آري تو ! و نه كسي كه قرار است چهار سال ديگر نيز خونم را در شيشه كند!

مير حسين مرا ببخش كه ديگر نه مسلمانم نه شيعه! زيرا از بچه گي به من آموخته اند مسلمان دروغ نمي گويد و ريا و تزوير در كارش نيست و دزدي نميكند، اما من ديدم كه چگونه طرفداران ظهور جدّت كذابي كردند و دزدي! شيعه هم نيستم؛ زيرا در يك سخنراني در مسجدي به نام جدّت علي (ع) گفته شد هر كس به اصلاحات راي بدهد شيعه نيست!

آري مير حسين! من نه آدمم، نه مسلمانم، نه حقي دارم، نه حقوقي... من و كودكانم دروغ نخواهيم گفت زيرا طرفدار تو هستيم بگذار بگويند مسلمان نيستم. ميداني!؟ يزيد هم خودش را مولا ميدانست ولي حسين(ع) را باور نداشت!

موسوي جان ! مرا ببخش... ديگر راي نخواهم داد... مرا ببخش... ديگر تكرار نخواهد شد! ......... حلالمان كن سيّد.

(متن نامه خدمت مهندس موسوي ارسال شد)

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/23ساعت 18:48  توسط مرضیه  | 

راهزن ها از پناهگاه خويش سر بر آوردند

خورشيد رفت

سياهي و تيرگي جايش را گرفت

ديو ملول ، از اينجا رانده و از آنجا مانده ، با دزدان ناموس عهد و پيمان ها بسته ؛

ديو سياه مي خندد

خورشيد زنداني است

و كدخدا شريك دزد است و رفيق قافله !

مردم شهر نا آرام

چه كسي ديشب خوابيد؟

ناموس مردان را دزديدند و گيسوان زنان را بريدند

كسي هم آخ نگفت!

آوخ از اين مردمان شهر...

جواني بيل به دست

آري مي آيد

و تكيه گاهي سبز به نام درخت ؛

راهزنان بي هراس

ديو شب خندان

- كه روز شد و كسي انسان نيست -

جوانان مي آيند

بيلها را در دست

مي خوانند

چه كسي راي مرا دزديد ؟

چه كسي عشق مرا قاپيد ؟

ديو ميلرزد

كدخدا مي گريد

راهزن ميداند كه عمرش رو به پايان است

جوانان آبادي

هنوز هم

بيدارند

ديشب

امشب

فردا

نمي خوابيم تا

دزد راي را بر دار مكافات آويزيم 

 

پ .ن : مسئولين محترم نظام اسلامي! جوانان را دست كم نگيريد... يادتان كه نرفته؟! 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/23ساعت 15:19  توسط مرضیه  | 

اندكي صبر سحر نزديك است

نمي تونم باور كنم. نميخوام باور كنم. مردم ايران يعني خاك تو اون سرتون!

البته دور از حضور كساني كه به ۳ كانديداي ديگه راي دادند.

۶۷ در صد؟

كو اون همه جماعتي كه يك رنگ و يك صدا شده بودند؟

چي شد پس ؟

شايد من زيادي عجولم. شايد بايد صبر كنم.

بالاخره عوام فريبي ايشون و زود باور بودن مردم كار دستمون داد.

البته تا اين ساعت!

اميدوارم صبح وقتي بيدار ميشم نتيجه آرا برعكس شده باشه 

خدايا آن ده كه آن به

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/23ساعت 1:50  توسط مرضیه  | 

شهر من امروز غمگين است

شهر من ميلرزد

شهر من ميرنجد

شهر من از ناداني بعضي ملتش به كفر آمده

شهر من اگر سخن ميگفت مي ربود تاب از كف مردانش

شهر من خشمگين  است از حماقت مردمانش ،

لبهاي شهر من دوخته شده زير كفشهاي نادان ترين مردمانش

تن شهرمن زير تردد اتوبوسهاي سرازير به سويش (كه بوي سهام عدالت و ناداني ميدهند!) پر از خاك و غبار شده

و قلبش با توهينها شكسته !

شهر من اين ميهمان را نمي خواهد

شهر من غمگين است

شهر من خشمگين است

دل شهر من پر است

آسمان شهر من باراني است

در شهر من مهماني مردمان ناداني است!

.........

پ ن : نتيجه اخلاقي كه از فيلم انتخاباتي آقاي احمدي نژاد گرفتم:

تمامي مسئولان علف هرز هستند و ريحانه نظام احمدي نژاد است!

 ريحانه نظام!

.....................

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/03/17ساعت 20:46  توسط مرضیه  | 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/16ساعت 23:10  توسط مرضیه  | 

 انتخابات

سبز سبزم ريشه دارم

من درختي استوارم

شور و عشق و شادي ام را

از خدايم هديه دارم

...

خدايا ممنون كه به من چشم دادي تا حقايق دنيارو ببينم

ممنون كه به من گوش دادي تا حقايق رو بشنوم

ممنون كه به من قوه ادارك دادي تا حقايق دنيارو درك كنم

خدايا ممنون كه به من عقل دادي تا خوب رو از بد تشخيص بدم

و ممنون كه به من حق انتخاب دادي تا بهترين رو انتخاب كنم

خدايا ممنون

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/03/15ساعت 1:4  توسط مرضیه  | 

انتخابات

 

انتخابات

 

انتخابات

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/03/14ساعت 13:55  توسط مرضیه  | 

پايان صبوري مير حسين ، آغاز اميدواري ماست

انتخابات

انتخابات

 انتخابات

منبع : روزنامه كلمه سبز

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/11ساعت 18:38  توسط مرضیه  | 

فرهنگ داشته باش!

+ نوشته شده در  جمعه 1388/03/01ساعت 23:5  توسط مرضیه  |