|
دفاع از حق و حقوق شهروندي !
|
چشمان بی قرار
دستان سرد
پایی خسته
و دلی که دارد از دست می رود !
آری ...
عشق ، یک بیماری !!!
با دوران نقاهت بسیار طولانی !!!
خسته از نوشتن
دلتنگ از بودن
سهم ما از نفس کشیدن ....
..................................................................................
دیر به دیر آمدن بهتر از هرگز نیامدن است!
دلم برای تک تک دوستان تنگ شده... ببخشید اگه نمی تونم به همه تون سر بزنم
فعلا به علت مشکلاتی که برام پیش اومده ، نمیدونم کی دوباره میام نت...
البته مشکلاتی که برام پیش اومده خیر هست نه شر!! خدا رو شکر ....
تا سلامی دوباره ... خدانگهدار ...
اولی: شب قدر کجا بریم؟
دومی: بریم حرم امام مراسم احیا مثل پارسال.
اولی: مراسم لغو شده، امسال شب احیا حرم تعطیله.
دومی: پس بزن بریم قم، آقای جوادی آملی مثل هر سال می آد.
اولی: اونم تعطیله، جوادی آملی هم ممنوعه، حرم حضرت معصومه هم خبری نیست.
دومی: پس بریم مشهد حرم امام رضا عزاداری کنیم.
اولی: اونجا هم امسال خبری نیست، امسال چاوز رفته حرم آموزش رقص سالسا می ده.
دومی: پس بشینیم خونه دو تا گیلاس بزنیم روشن بشیم.
... و گیلاس میوه ای است که برای دندان درد خوب است.
گیلاس و شب قدر (سید ابراهیم نبوی)
دوستان عزیز و گرامی: من برای مدتی نامعلوم به دلایلی نمیتونم بیام نت ، اگر در این مدت نتونستم جواب محبت و لطف شما رو بدم لطفا از من دلگیر نشید ... به امید روزهای سبز
تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبار ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیانکن
ندارم جز زبان دل، دلی لبریز از مهر تو
ای با دوستی دشمن
زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزیست
زبان قهر چنگیزیست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید
برادر! گر که میخوانی مرا، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسانکش برون آید
تو از آیین انسانی چه میدانی؟
اگر جان را خدا دادهست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظهی غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلتانی؟
گرفتم در همه احوال حقگویی و حقجویی
و حق با توست
ولی حق را، برادر جان
به زور این زبان نافهم آتشبار
نباید جست...
اگر این بار شد وجدان خوابآلودهات بیدار
تفنگت را زمین بگذار...
" فریدون مشیری "
دانلود : http://homayounshajarian.blogfa.com/